شناخت شخصیت

 

مقدمات و تعاریف
در جامعه بشری امروز شخصیت شناسی  شاخه ای از علوم انسانی است که درارتباط مستقیم افراد با خود و دیگران نقش بزرگی را ایفا می نماید .  در سلسله مطالب این بلاگ  در تلاش هستیم تا با تمرکز بر این موضوع راهگشای روابط فردی و اجتماعی خوانندگان باشیم .شخصیت عبارتست از مجموعه ی  ویژگیهای جسمی ، روانی و رفتاری که هر فرد را را از افراد دیگر متمایز می کند .

ضرورت و فایده ی مطالعه ی روانشناسی شخصیت
مطالعه روانشناسی  ازشخصیت یک جنبه ی ارضای حس کنجکاوی و میل به حقیقت جویی را در انسان به دنبال دارد و به شخص امکان می دهد که در  ارتباط متقابل با دیگران موضع گیری های مناسب و آگاهانه داشته باشد .  در پیشگیری یا اقدام احتمالی در مورد بروز اختلالات و نابسامانی های شخصیتی نیز می تواند به کمک فرد بیاید.

عوامل بوجود آورنده ی شخصیت
بخش اول این ویژگیها ، یعنی ویژگیهای جسمی ، ساخته ی وراثت و بخش دیگر آن زاییده ی عوامل اجتماعی  یا محیط است . تعیین اینکه کدامیک  از این دو عامل نقش مهمی در ایجاد شخصیت دارند کار غیر ممکنی است .

ژنتیک و انتقال صفات
ازلحظه ای که یک اسپرماتوزوئید یا سلول جنسی نر با یک اووم یعنی سلول جنسی ماده در جریان عمل لقاح ترکیب می شود  ، نخستین سنگ بنای شخصیت فرد گذاشته می شود  و این ژن ها ناقلان اصلی صفات ارثی والدین به فرزندان هستند.نخستین جنبه ی شخصیت فرد که سبب تمایز یک فرد از فرد دیگر می شود ، یعنی جنسیت او زاییده ی ترکیب خاص کروموزومی او است که از والدین خود به ارث برده است .فرد دارای اختلال سندرم دان یا منگولیسم دچار عقب ماندگی شدید ذهنی است در نتیجه از نظرشخصیتی حالت نا به  هنجار و استثنایی دارد .

محیط
عامل دوم ، تغییرات محیطی است .مثلا گاهی تابش اشعه ی ایکس می تواند تغییراتی را در ژنها ایجاد کند.

دستگاه اعصاب و انواع شخصیت
دستگاه عصبی از راه انتقال تکانه های عصبی از اندامها و از طریق واسطه های مغز یا نخاع پیامهایی برای اندامها میفرستد .پاولف چهار نوع شخصیت را بر حسب اینکه در آنها برانگیختگی یا بازداری غلبه داشته و این دو ویژگی متعادل یا محرک باشند ، برشمرده است.

1) چنانچه هر دو فرآ یند متحرک و پرنوسان باشند، شخصیت حاصله مزاج دموی خواهد داشت .
2) چنانچه هردو فرآیند متعادل و راکد باشند،مزاج بلغمی نتیجه خواهد شد.
3)اگر بر انگیختگی بیشتر از بازداری یعنی هردو فرآیند نامتعادل باشند ، شخصیت حاصله دارای مزاج صفراوی خواهد بود ..
4) اگر بر انگیختگی و بازداری هر دو ضعیف باشند چه هردو کند و راکد یا هر دو پرنوسان و متحرک باشند ، شخصیتی  که نتیجه می شود ، شخصیت سودایی مزاج خواهد بود.

هورمون ها و شخصیت
غدد درون ریز غددی هستند که مجرایی، به بیرون ندارند و ترشحات خود را مستقیما به داخل جریان خون می ریزند .
مهمترین این غده ها غده ی هیپوفیز است که کنترل بیشتر غدد دیگر را به عهده دارد.

هورمون (Acth) تنظیم رشد استخوان ها را بـرعهده دارد ، اختلال در کار ایـن هورمـون سـبب مـی شود که شخص اندامی بسیار بلند و غول آسـا داشـته باشد یا برعکس از حد طبیعـی بسـیار کوچـکتـر و ریزتر شود.

محیط
انسانی که با ویژگیهای ژنتیکی و جسمانی خاصی به دنیا می آید ، از آن پس سر و کار او با محیط اطراف خود خواهد بود .زبان آموزی دارای یک دوره ی سرنوشت ساز بین یک سالگی تا هفت سالگی دارد که اگر به کودک در این دوره  زبان بیاموزند براحتی زبان را خواهد آموخت. محیط فقیر و محدود از نظر امکانات است که سبب می شود استعدادهای مختلف کودکان شکوفا نشود، زیرا دو عامل وراثت و محیط غالبا با یکدیگر درتعامل بوده و مرز مشخصی بین آنها نمی توان تعیین کرد . نتیجه گیری کلی در این مورد این است که بگوییم هم محیط و هم وراثت در تعیین شخصیت افراد نقش دارند.

 رشد شخصیت
معمولا تاریخچه فرد را ازلحظه ی تولد او به حساب می آوریم.نوزاد در جریان شکل گیری شخصیت خود مراحل مختلفی را پشت سر می گذارد و این مراحل پیوسته بوده و تداوم دارند.
این مراحل عبارتند از:
1)دوره ی شیر خوارگی( تولد تا 2سالگی)
2) دوره ی پیش دبستانی(کودک اول، 2-5سالگی)
3)دوره ی دبستانی(کودکی میانه)( 6 تا 12 سالگی )
4) دوره ی بلوغ

ساختار شخصیت از نظر یونگ

کارل گوستاو یونگ فیلسوف و روانشناس بزرگ سوئیسی است که به واسطه فعالیت هایش در روانشناسی و ارائه نظریاتش با عنولن نظریات روانشناسی تحلیلی یکی از مشهورترین افراد فعال در این عرصه می باشد.یونگ شخصیت را مرکب از چندین سیستم یا دستگاه  روانی می داند که ضمن مستقل بودن دریکدیگرتاثیر متقابل دارند.این سیستمهاعبارتند از:

  • من یا خود:
    خود یا همان شعورآگاه یا ضمیر خود آگاه است که مجموعه ای است ازاحساسات، خاطرات، افکارو عواطفیکه شخص نسبت به آنها آگاهی داردوبرای او معلوم است و باعث پی بردن و شناخت او ازوحدت وهویت خود می شود.
  • نا هوشیا ری فردی

ناخود آگاه فردی، حاوی ویژگیهاو کیفیاتی است که در گذشته شخص خود آگاه بوده اند اما اکنون به دلایل خاصی واپس زده شده یا فراموش شده اند.

  • ناهوشیاری جمعی

علاوه بر ناخودآگاه فردی در انسان ناخود آگاه جمعی وجود دارد که حافظه نوعی مربوط به گونه ی انسان و ناهوشیاری غیر قابل دسترس است که نماینده ی تجربیات تراکمی نوع بشرو حتی موجودات   پایین تر از بشراست.

  • پرسونا یا نقاب

منظور یونگ از بکار بردن این اصطلاح یصورتی است که شخص با آن دراجتماع ظاهر می شود. اما در واقع این جامعه است که پرسونا یا نقاب خاصی را به شخص تحمیل می کند

  • خود

یکی ازمهمترین صورتهای ازلی در نظریه یونگ خود یا خودیابی است، که معرف کوششهای فرد برای رسیدن به  یکپارچگی و تعادل است. به گفته ی یونگ خود مرکز خود آگاه است نه مرکز شخصیت آدمی چرا که خودآگاه همه ی شخصیت نیست .

تیپ های شخصیتی در نظریه یونگ

یونگ برای افراد انسانی، برحسب آنکه بیشتر متوجه عالم درون باشند،یا عالم بیرون، دو تیپ شخصیتی قائل است.

گروه اول را درونگرا و گروه دوم را برونگرا می نامد.که هر کدام از این انواع شخصیت ساختار و تعاریف جداگانه ای دارند و این دانشمند به تفصیل در مورد آنها شرح داده است.

 

 

بدون نظر!

نظر خود را به اشتراک بگزارید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.